خانواده و تربیت فرزندان در دیانت بهائی

ازدواج و خانواده از دیدگاه بهائی(قسمت دوم)

هوالله
ای خداوند بی مانند، به حِکمت کبرایت، اِقتران در بین اَقران مقدّر فرمودی تا سُلالۀ انسان در عالَم امکانْ تسَلسُل یابد و همواره تا جهانْ باقی، به عبودیّت و عبادت و پرستش و ستایش و نیایش درگاه احدیّت مشغول و مألوف گردند وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلّا لِیَعبُدونِ. حال این دو مرغ آشیانۀ محبّتت را در ملکوت رحمانیّتت عقدِ اقتران ببند و وسیلۀ حصول فیض جاودان فرما تا از اجتماع آن دو بحر محبّت، موج الفت برخیزد و لئالی سلالۀ نجیبۀ مقدّسه بر ساحل وجود ریزد. مَرَجَ البَحرَینِ یَلتِقیانِ بیَنَهُما بَرزَخٌ لایَبغِیان فَبِاَیِّ آلاءِ رَبّکُما تُکَذّّبانِ یَخْرُجُ مِنهُما اللّؤلؤُ و المَرجانُ. ای خداوند مهربان این اِقتران را اسباب تولید دُرّ و مرجان فرما. اِنّکَ اَنتَ المُقتدِر العَزیزُ الغفورُ الرّحمنُ الرّحیمُ. ع ع
(1)

احکام ازدواج

در همه ادیان و اقوام، قوانین، مقررات و ضوابطی برای ازدواج در نظر گرفته شده است. در دیانت بهائی نیز احکام متینی برای ازدواج و تشکیل خانواده وجود دارد که در ذیل مختصراً به برخی از این احکام می پردازیم.

  • بلوغ:
    اولین شرط برای ازدواج، رسیدن به سنّ بلوغ است. سنّ بلوغ در آئین بهائی برای پسر و دختر، پانزده سال تمام (آغاز شانزده سالگی) است و ازدواج قبل از این سن جائز نمی باشد.
  • رضایت طرفین و والدین:
    تشکیل خانواده، مشروط به رضایت هم مرد و هم زن و نیز پدر و مادر هر یک از طرفین می باشد. به این معنا که رضایت هر شش نفر برای تحقّق عقدِ نکاح الزامی است. (در صورتی که در قید حیات باشند.)
  • نامزدی:
    بعد از حصول رضایت دو خانواده و اعلام دورۀ نامزدی، حداکثر در فاصلۀ 95 روز باید عقد نکاح و زفاف انجام شود. در دیانت بهائی این فاصله حداکثر 95 روزه برای تجهیز اسباب و وسایل ازدواج و تشکیل خانواده در نظر گرفته شده است و اگرچه دوران آشنایی نیز هست ولی آشنایی و شناخت مسلّماً قبل از این دوران باید از طرف هر دو خانواده صورت گرفته باشد، زیرا در واقع اعلام دوران نامزدی به معنای رضایت کامل شش نفر برای شروع زندگی مشترک دو نفر می باشد.
  • مهریّه:
    پرداخت مهریه از طرف داماد به عروس در هنگام عقد صورت می گیرد. در دیانت بهائی پرداخت مهریه تنها جنبۀ نمادین و هدیه ای از طرف داماد به عروس تلقی می شود (و البته واجب است) و بر خلاف عادت عموم که مهریه جنبه ای تجاری و به شکل معامله دارد، در دیانت بهائی برای اجتناب از این موضوع، یک میزان حداقل و حداکثر برای مهریه در نظر گرفته شده است.
    حداقل میزان مهریه در بین بهائیان، یک واحد (معادل نوزده مثقال) نقره و حداکثر آن، پنج واحد (برابر نود و پنج مثقال) طلا می باشد. در صورتی که داماد اهل روستا باشد، مهریۀ عروس می تواند بنابر واحد نقره حساب شود و اگر داماد شهری باشد، مهریّه بنابر واحد طلا محاسبه می شود. معیار شهری یا روستایی بودن داماد، محلّ سکونت فعلی اوست.

    البته لزومی به رفتار بر مبنای تقسیم بندی فوق وجود ندارد. در آثار بهائی قناعت به حداقل مهریّه بسیار نیکو شمرده شده است. از این روست که در اکثریت قریب به اتفاق ازدواج های بهائی، میزان مهریه چه در شهر و چه روستا همان یک واحد نقره معادل نوزده مثقال نقره است:”وَ الّذی اَقْنَعَ بِالدّرَجَةِ الاُولی خَیْرٌ لَهُ فِی الکِتابِ اِنّهُ یُغْنی مَنْ یَشاءُ بِاَسْبابِ السّمواتِ وَ الاَرْضِ وَ کانَ اللهُ عَلی کُلّ شَیْئٍ قدیراً”

    (مضمون به فارسی: کسی که به درجه اولی قناعت کند، بهتر است برای او در کتاب و خداوند هر کس را بخواهد به اسباب آسمانی و زمینی بی نیاز می کند و خداوند بر هر کاری تواناست.) (2)

    و در رساله سئوال و جواب مذکور است:
    “در مهر، اقناع به درجه اولی، مقصود از آن نوزده مثقال نقره است.”
  • قرائت خطبه و آیتین:
    یکی از احکام ازدواج، قرائت خطبه و آیتین نکاح است. در هنگام عقد، مرد و زن هر یک باید آیه ای را بر زبان جاری کنند:
    آیه مربوط به مرد: اِنّا کُلٌّ لِلّهِ راضُون. ( مضمون: ما به آنچه خدا خواهد، راضی هستیم)
    آیه مربوط به زن: اِنّا کُلٌّ لِلّهِ راضیات. ( مضمون: ما به آنچه خدا خواهد، راضی هستیم)
  • شُهود:
    قرائت خطبه نکاح و تلاوت آیتین باید در حضور حداقل 9 نفر شاهد و دو نفر نمایندۀ جامعه بهائی باشد که عقد را ثبت و تصدیق نمایند.
    ” باید خطبه خوانده شود و جمعی حاضر باشند تا بعد احدی نتواند انکار نماید. خطبه فرض نیست و لکن شهود، لازم است و تلاوت آیتین، واجب.” (3)
  • نفقه و کسوه:
    تأمین مخارج زوجه، اعم از خورد و خوراک و پوشاک و محلّ سکونت از یوم زفاف، بر عهده مرد است.
  • وصلت با جنس بعید:
    در دیانت بهائی ازدواج هر چه دورتر و نَسَب و خویشی کم تر باشد، پسندیده تر است. این موضوع نه تنها از لحاظ صحت و سلامت نسل بعدی بلکه برای ایجاد دوستی و محبّت بین اقوام، طوایف و نژادهای گوناگون بشری لازم می باشد. زیرا ازدواج، نه تنها نزدیکی دو نفر بلکه اتحاد خانواده ها، خویشان و طوایف آنها نیز می باشد.
    ” در اِقتران هر چه دورتر، موافق تر. زیرا بُعد نسب و خویشی، بین زوج و زوجه مدار صحّت بنیه بشر و اسباب الفت بین نوع انسانی است.”
    حرمت ازدواج با محارم و خویشان مانند ادیان گذشته است افزون بر آن، ازدواج با همسر پدر (زن پدر) نیز حرام شده است.
    “قَدْ حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ اَزواجُ آباکُمْ” (4) (مضمون: به تحقیقْ حرام شده است بر شما ازدواج با زن پدرهایتان)
    حضرت عبدالبهاء در تبیین این آیه می فرمایند: “در خصوص حرمت نکاح پسر به زوجات پدر مرقوم نموده بودید، صراحت این حکم دلیل بر اباحت (جائز کردن، حلال نمودن) دیگران نه، مثلاً در قرآن می فرمایند: حُرّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیّةُ وَ الدّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ. این دلیل بر آن نیست که خَمر (شراب) حرام نه.” (5)
    شأن نزول این آیه به رسمی بر می گردد که پیش از ظهور امر بهائی رواج داشته و حضرت بهاءالله با این حکم، رسم مذکور را نسخ فرموده اند.
    در مورد سایر اقارب نیز بیت العدل اعظم تصمیم گیرنده می باشد:
    ” ولی اقتران با اقاربِ غیر منصوصه راجع به بیت العدل که به قواعد مدنیّت و مقتضای طب و حکمت و استعداد طبیعت بشریّه قرار دهند… باری آنچه بیت العدل در این خصوص قرار دهند همان حکم قاطع و صارم الهی است. هیچ کس تجاوز نتواند.” (6)
  • حُرمت صیغه و ازدواج موقّت:
    در دیانت بهائی ازدواج موقّت حرام است.
  • تک همسری:
    اختیار کردن تنها یک همسر، حکم قاطع دیانت بهائی است. بهائیان نمی توانند به هیچ وجه و توجیهی در عین داشتن همسر، مبادرت به ازدواج ثانی نمایند حتی اگر همسرشان، دارای موانع فوق العاده مانند بیماری لاعلاج، ضعف جسمی یا روحی باشد. در بروز چنین مواردی، ازدواج، تنها به شرط طلاق از همسر اوّل ممکن است.
  • ازدواج با غیر بهائی:
    در امر بهائی ازدواج با غیر بهائی مجاز است. البته به شرط جاری شدن عقد بهائی همزمان با عقد غیر بهائی.
    “در خصوص ازدواج … با سایر طوایف مرقوم نموده بودید، در این آئین دلنشین، این بار سنگین از دوش ها برداشته گشته، از هر گروه و هر آئین، گرفتن و دادن، هر دو جایز.” (7)
طلاق:

در دیانت بهائی نیز مانند سایر ادیان، هر چه که دربارۀ ازدواج و زناشویی تشویق و توصیه شده است، از آن سو بر کراهت طلاق و جدائی نیز تاکید شده است. زوجین به استقامت در مشکلات زندگی و صبر و سکون و تحمّل توصیه شده اند. در اینجا به برخی از این توصیه ها اشاره می کنیم:

“اِنّ اللهَ اَحَبّ الوَصْلِ وَ الوِفاقِ وَ اَبْغَضَ الفَصْلِ وَ الطّلاقِ. عاشِروُا یا قَومِ بِالرّوحِ وَ الرّیحان، لَعَمْری سَیَفنی مَنْ فِی الاِمْکانِ وَ ما یَبْقی هُوَ العَمَلُ الطّیّبُ وَ کان اللهُ عَلی ما اَقُول شَهیداً.” (8)

(مضمون: خداوند وصل و دوستی را بسیار دوست دارد و جدایی و طلاق را بسیار نکوهیده می شمارد. ای قوم، با نشاط و شادی با یکدیگر معاشرت کنید. به جانم سوگند که همه موجودات فانی خواهند شد و آنچه پایدار می ماند، عمل پاک است و پروردگار بر آنچه می گویم گواه است.)

“یاران باید به کلی از طلاق اجتناب نمایند مگر آنکه عوارضی در میان حاصل گردد که سبب برودت شود و مجبور بر انفصال شوند… اساس ملکوت الله بر مودّت و محبّت و وحدت و موانست و اتّفاق است نه بر اختلاف. خصوصاً بین زوج و زوجه. اگر یکی از این دو طرف سبب طلاق شود، البته در مشکلات عظیمه افتد و به صدمات شدیده، گرفتار آید و پریشان و پشیمان گردد.” (9)

احکام طلاق:

هر چند طلاق امری نکوهیده است ولی به هر حال ممکن است شرایط ویژه ای رخ دهد که جدائی زوجین را اجتناب ناپذیر نماید در این صورت احکام و قوانینی بر روند طلاق نظارت می کنند که در اینجا به برخی از این موارد می پردازیم.

  • برابری در حقّ طلاق:
    در آئین بهائی، مرد و زن هر دو و به یک میزان از حقّ طلاق برخوردار هستند و هر یک می توانند درخواست طلاق نمایند.
    “اما در خصوص کراهت بین زوج و زوجه، از هر طرفی کراهت واقع، حکم تربُّص جاری و در این مقام، حقوق طرفین مساوی، امتیاز و ترجیحی نه.” (10)
  • مدت اصطبار:
    در دیانت بهائی، به محض اجرای صیغۀ طلاق، جدایی کامل حاصل نمی شود. بلکه مدتی معیّن برای رفع اختلافات فی ما بین و از سر گیری زندگی مشترک در نظر گرفته شده است. طول این مدت برای بهائیان، یک سال کامل شمسی از تاریخ تربّص است. در مدت تربّص، زوج و زوجه باید جدا از یکدیگر زندگی نمایند.
    ” اِنْ حَدَثَ بَیْنَهُما کُدُورَةٌ اَوْ کُرْهٌ لَیْسَ لَهُ اَنْ یُطَلِّقَها وَ لَهُ اَنْ یَصْبِرَ سَنَةً کامِلَةً لَعَلّ تَسْطَعُ بَیْنَهُما رائِحَةُ الْمَحَبّةِ وَ اِنْ کَمُلَتْ وَ ما فاحَتْ فَلا بَأسَ فِی الطّلاقِ اِنّهُ کانَ عَلی کُلِّ شَیْئٍ حَکیما.” (11)
    (مضمون: چنانچه در بین زوج و زوجه کدورتی با کراهتی پیش آید، مرد نمی تواند زن خود را طلاق دهد و او را رها سازد بلکه بر اوست که یک سال کامل بردباری نماید، شاید رائحۀ محبّت بین آنها بوزد و کار به دوستی و زندگی مشترک بیانجامد و اگر پس از یک سال، رائحۀ محبّت نوزید، طلاق اشکالی ندارد. همانا خداوند بر هر چیزی دانا است.)
  • شهود:
    بر امر طلاق و قرار تاریخ تربّص باید حداقل دو شاهد وجود داشته باشند و این تاریخ در دفتر مخصوص جامعه بهائی ثبت شود.
    ” از اوّل فصل الی انتهای سنۀ واحده، باید دو نفس، مطّلع باشند یا زیادتر تا بر این امر شاهد باشند، اگر در انتها رجوع نشد، طلاق ثبت. باید حکم شرعی بلد که از جانب امنای بیت عدل است، در دفتر ثبت نماید. ملاحظۀ این فقره لازم است.” (12)
  • اگر یکی از طرفین بهائی نباشد:
    ” شخص بهائی باید متمسّک به حکم کتاب باشد. انحراف به هیج وجه الوجوه جایز نه و لو زوجه غیر بهائی باشد. اقتران با اغیار، معلّق و مشروط به اجرای احکام کتاب است از طرف شخص بهائی و الّا اقتران بهائی با غیر بهائی جایز نه.” (13)
  • نفقه و کسوه و سُکنی:
    مخارج زن در ایّام تربّص به عهدۀ مرد است که بر حسب شأن و درآمد مرد باید پرداخت شود.
  • آشتی در ایّام اصطبار:
    اگر در طی دوران یک ساله تربّص، تفاهم و آشتی بین زوجین اتفاق بیفتد، دیگر نیازی به تجدید عقد نیست و با انقضای تاریخ اصطبار (تربّص) و اطّلاع شهود و محفل روحانی بهائی، زناشویی مجدداً محقّق می گردد.
  • آشتی پس از ایّام اصطبار:
    ولی اگر زوجین پس از انقضای یک سال تربّص قصد آشتی نداشته باشند، حکم طلاق اجرا می شود. اگر آنها بخواهند بعد از حکم قطعی با هم وصلت نمایند، باید مجدداً عقد نکاح جاری شود و دوباره مهریه و سایر احکام ازدواج درمورد آنها تجدید شود./li>
  • اقامت در ایّام تربّص:
    زوجین گر چه می توانند در ایّام اصطبار، در یک شهر زندگی کنند ولی نمی توانند در یک خانه و یک محل سکونت مشترک باشند و روابط زناشویی مابین آنها در مدت اصطبار، حرام است.
  • حقّ حضانت اولاد:
    پس از طلاق، فرزندان به طرفی سپرده می شوند که برای تعلیم و تربیت از صلاحیت بیشتر و وسائل تربیتی بهتری برخوردار باشد. در این میان ترجیحی بین مادر و پدر و یا فرزندان دختر و پسر نیست.

در خاتمه این مقال، ذیلاً به نقل بیانات مبارکه حضرت عبدالبهاء در خصوص انتخاب همسر و تشکیل عائله که خطاب به یکی از بهائیان هنگام مراجعت وی به امریکا بیان شده، می پردازیم:

” حال که به امریکا مراجعت می کنی باید در فکر گرفتن زوجه ای برای خود باشی. باید دختری را انتخاب کنی که شایسته و قابل هدف های معنوی و روحانی تو باشد. او باید عاقل و باهوش باشد. آرزومند کمال باشد. به جمیع مسائل مربوط به زندگانی تو علاقمند باشد و در جمیع مراحل حیات، یار و شریک تو باشد. رفیقی شفیق باشد. دارای قلبی مهربان و سُرور انگیز باشد. آنگاه تو باید خود را فدای سعادت او نمائی و او را با عشقی روحانی و زائد الوصف دوست بداری.

مرد قبل از انتخاب زوجه باید با متانت و هوشیاری و به طور جدّی فکر کند که این دختر در تمام مراحل زندگی یار او خواهد بود. ازدواج یک امر موقّتی نیست. او روحی است که باید در تمام ایّام حیات با او همدم و مأنوس باشد. قرینه و محرم صمیمی او شود. لهذا باید روز به روز محبّت و اُنس و الفت ایشان نسبت به هم زیادتر شود. “


یادداشت ها:
1) مجموعه مناجات های حضرت عبدالبهاء، سنه 127 بدیع، ص 28
2) حضرت بهاءالله، کتاب اقدس آیه 148
3) حضرت بهاءالله، لوح خطاب به علی قبل اکبر، گنجینه حدودو احکام،ص 172
4) حضرت بهاءالله، کتاب اقدس، آیه 253
5) حضرت عبدالبهاء، گنجینه حدود و احکام، ص 186
6) حضرت عبدالبهاء، گنجینه حدود و احکام، ص 185
7) حضرت عبدالبهاء، لوح خطاب به اردشیر خداداد بمبئی، گنجینه حدود و احکام ص 162
8) حضرت بهاءالله، کتاب اقدس، آیه 158
9) حضرت عبدالبهاء، گنجینه حدود و احکام، ص 297
10) حضرت ولی امرالله، گنجینه حدود و احکام، ص 279
11) حضرت بهاءالله، کتاب اقدس، آیه 153
12) حضرت بهاءالله، گنجینه حدود و احکام، ص 280
13) حضرت ولی امرالله، گنجینه حدود و احکام، ص 282

ارسال شده توسط ‘آوای دوست’ در ۹/۱۴/۱۳۸۷