حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی

هفت وادی: وادی طلب (وادی اول)

… و بعد، مراتب سير سالکان را از مسکن خاکی به وطن الهی، هفت رتبه معيّن نموده‌اند. چنانچه بعضی هفت وادی و بعضی هفت شهر ذکر کرده‌اند و گفته اند که سالک تا از نَفس، هجرت ننمايد و اين اسفار را طی نکند، به بحر قرب و وصال وارد نشود و از خمر بی مثال نچشد:

اوّل وادی طلب است. مرکب اين وادی صبر است و مسافر در اين سفر بی صبر به جائی نرسد و به مقصود واصل نشود و بايد هرگز افسرده نگردد؛ اگر صد هزار سال سعی کند و جمال دوست نبيند پژمرده نشود. زيرا مجاهدين کعبهء “فينا” به بشارت “لنهدينّهم سبلنا” مسرورند و کمر خدمت در طلب، بغايت محکم بسته‌اند و در هر آن از مکان غفلت به امکان طلب سفر کنند، هيچ بندی ايشان را منع ننمايد و هيچ پندی سدّ نکند. و شرط است اين عباد را که دل را که منبع خزينهء الهيّه است از هر نقشی پاک کنند و از تقليد که از اثر آباء و اجداد است اعراض نمايند و ابواب دوستی و دشمنی را با کلّ اهل ارض مسدود کنند.

و طالب در اين سفر به مقامی رسد که همهء موجودات را در طلب دوست سرگشته بيند. چه يعقوبها بيند که در طلب يوسف آواره مانده‌اند؛ عالمی حبيب بيند که در طلب محبوب دوانند و جهانی عاشق ملاحظه کند که در پی معشوق روان؛ و در هر آنی امری مشاهده کند و در هر ساعتی بر سرّی مطّلع گردد، زيرا که دل از هر دو جهان برداشته و عزم کعبهء جانان نموده و در هر قدمی اعانت غيبی او را شامل شود و جوش طلبش زياده گردد.

طلب را بايد از مجنون عشق اندازه گرفت. حکايت کنند که روزی مجنون را ديدند خاک می بيخت و اشک مي ريخت. گفتند: چه ميکنی؟ گفت ليلی را مي جويم. گفتند: وای بر تو! ليلی از روح پاک و تو از خاک طلب می کنی؟ گفت: همه جا در طلبش مي کوشم شايد در جائی بجويم.

بلی در تراب ربّ الارباب جستن، اگر چه نزد عاقل قبيح است لکن بر کمال جدّ و طلب دليل است؛ “من طلب شيئاً و جدّ وجد” طالب صادق جز وصال مطلوب چيزی نجويد و حبيب را جز وصال محبوب مقصودی نباشد. و اين طلب طالب را حاصل نشود مگر به نثار آنچه هست يعنی آنچه ديده و شنيده و فهميده همه را به نفی “لا” منفی سازد تا به شهرستان جان که مدينهء “الّا ” است واصل شود.

همّتی بايد تا در طلبش کوشيم و جهدی بايد تا از شهد وصلش نوشيم. اگر از اين جام نوش کنيم عالمی فراموش کنيم. و سالک در اين سفر بر هر خاکی جالس شود و در هر بلادی ساکن گردد. از هر وجهی طلب جمال دوست کند و در هر ديار طلب يار نمايد؛ با هر جمعی مجتمع شود و با هر سری همسری نمايد که شايد در سَری سِرّ محبوب بيند و يا از صورتی جمال محبوب مشاهده کند…


مأخذ: آثار قلم اعلی، جلد3، ص 95

ارسال شده توسط ‘آوای دوست’ در ۵/۱۹/۱۳۸۷